تبليغاتX
 به نام آنکه عشق را در سینه ی آدمها نهاد

تا که یک روز تو رسیدی

توی قلبم پاگزاشتی

غصه های عاشقی رو

تو وجودم جا گزاشتی

-------------------------

زیر رگبار نگاهت

دلم انگار زیرو رو شد

برای داشتن عشقت

همه جونم ارزو شد

-------------------------

تا نفس کشیدی انگار

نفسم برید تو سینم

ابرو بادو دریا گفتن

حس عاشقی همیه

-----------------------

اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گزاشتی

اما تا قایقی اومد

از من و دلم گذشتی

---------------------

رفتی با قایق عشقت

سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم

چشم به راهت لب دریا

----------------------

دیگه تو خاک وجودم

نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن

می گذره اما به سختی

-----------------------

دل تنها و غریبم

داره این گوشه می میره

ولی حتی وقت مردن

باز سراغتو می گیره

-----------------------

می رسه روزی که دیگه

قعر دریا می شه خونم

اما تو دریای عشقت

باز یه گوشه ای می مونم

--------------------------

 


 

نوشته شده توسط دو عاشق همراه در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت


من اومدمممممممممممممممممم

در فاصله‌ی گناه و دوزخ
خورشيد
 
همچون دشنامي برمي‌آيد

و روز

شرم‌ساری جبران‌ناپذيری‌ست.

 
آه
پيش از آن که در اشک غرقه شوم

چيزی بگوی
درخت،

جهل ِ معصيت‌بار ِ نياکان است

و نسيم
 
  وسوسه‌يي‌ست نابه‌کار.

مهتاب پاييزی

کفری‌ست که جهان را مي‌آلايد.

 

چيزی بگوی

پيش از آن که در اشک غرقه شوم
 
  چيزی بگوی

هر دريچه‌ی نغز

بر چشم‌انداز ِ عقوبتي مي‌گشايد.

عشق
 
  رطوبت ِ چندش‌انگيز ِ پلشتي‌ست
و آسمان
 
  سرپناهي
تا به خاک بنشيني و
 
  بر سرنوشت ِ خويش
 
گريه ساز کني.

آه
پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی،

هر چه باشد

 
چشمه‌ها

از تابوت مي‌جوشند

و سوگواران ِ ژوليده آبروی جهان‌اند.

عصمت به آينه مفروش

که فاجران نيازمندتران‌اند.

خامُش منشين
  خدا را
پيش از آن که در اشک غرقه شوم

چیزی نگو


 

نوشته شده توسط دو عاشق همراه در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 20:47 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting





Powered by WebGozar