به انتهای غربت ترانه ام نگاه کن   

به بغض غم گرفته بهانه ام نگاه کن

و رود پر سخاوت و زلال اشک من

و جای خالی ات به شانه ام نگاه کن

به جیب های حوصله سهمی نگاه خوب

سهم مرا ازاین زمانه ام نگاه کن !

تو از شباهت خودت به آسمان نگو

به طرح بی ستاره شبانه ام نگاه کن

و گاه پرسه می زنی نگاه کوچه را

به پنجره به خلوت یگانه ام نگاه کن

و قلب آتشین من چگونه آب میشود

به حجم پرسوخته پروانه ام نگاه کن

این واژه های کاغذی تبعید می شود

به انتهای غربت ترانه ام نگاه کن ...


 

نوشته شده توسط دو عاشق همراه در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 17:51 موضوع | لینک ثابت